العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

118

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

جانشينان پيامبر كريم و فرزندان رؤف و حميد و امناى عليّ عظيم خانواده‌اى هستند بهم پيوسته و خدا شنوا و كريم است . مقامى و الا و راهى استوارند هر كه آنها را بشناسد و از ايشان اقتباس كند از آنها است به همين معنى اشاره دارد اين آيه فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي خدا آنها را از نور عظمت خويش آفريده و اختيار جهان به آنها داده سرّ اللَّه و اولياء مقرّب اويند و امر خدا بين كاف و نونند دعوت بسوى او مىكنند و از جانب او سخن مىكنند و بامرش عمل ميكنند . علم انبياء در مقابل علم آنها و سرّ اوصياء بمقايس سرّ ايشان و عزّت اولياء در مقام عزّت آنها مانند قطره در مقابل دريا و ذره‌اى در مقابل بيابان آسمانها و زمين در نزد امام چون مانند دست اوست نسبت به كف دستش ظاهرش را از باطن و خوبش را از بد و خشكى را از تر تميز ميدهد . زيرا خداوند پيامبرش را از علم گذشته و آينده مطلع كرده و او در اختيار اوصياء گرام نهاده هر كه منكر اين مقام باشد شقى و ملعون است كه مورد لعنت لعنت‌كنندگان قرار دارد چگونه خداوند اطاعت كسى را بر مردم واجب مىكند كه راه به ملكوت آسمانها و زمين نداشته باشد كلماتى كه نمودار شخصيت آل محمّد است هفتاد نوع است و هر آيه در قرآن مجيد و كلام خدا سخن از عين و وجه و يد و جنب دارد منظور امام است زيرا او جنب اللَّه و وجه اللَّه است يعنى حق اللَّه ، علم اللَّه ، عين اللَّه ، يد اللَّه ، آنها جنب على و وجه رضى و سرچشمه گوارا و راه راست و وسيله بسوى خدا و واسطه عفو و رضاى اويند . آنها سرّ واحد يكتايند كسى را نميتوان با آنها انباز گرفت مورد لطف خاص و خالص خدا و سرّ ديّان و كلمه او و باب ايمان و كعبه او . حجت اللَّه و راه روشن او راهنماى هدايت و پرچم توحيد و فضل خدا و رحمت او و عين اليقين و حقيقت آن و راه حق و عصمت او و مبدأ وجود و منتهايش و قدرت پروردگار و مشيّت او و امّ الكتاب و خاتمه آن و فصل الخطاب و دلالتش و گنجينه وحى و